جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )

82

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )

در اين هنگام به شمردن عدهء لشكريان و چهارپايان پرداختند و فرمان دادند كه سواران در دشتى پهناور حلقه زنند چنان كه سر اسبى به سر اسب ديگر مىخورد و سواران بعضى بىسلاح و برخى مسلح بودند و محيط اين دايره به سى ميل مىرسيد و همه از بام تا شام در آن رده ايستادند . سپس كسى كه مأمور برآورد كردن و شمردن ايشان بود گذشت اما بر خلاف آنچه در ميان ما مرسوم است به ثبت و ضبط نام مردان يا داغ اسبان نپرداخت بلكه تنها فرماندهان را فرامىخواند تا ببيند عدهء سپاهيان زيردست ايشان درست است يا نه و از نزد اين به نزد آن مىرفت . من خادم خود را همراه بردم و از ميان ايشان گذشتم و با لوبيا به شمردن عدهء لشكر پرداختم و براى هر پنجاه تن لوبيايى در جيب مىنهادم و همين‌كه عرض « 1 » لشكر بپايان رسيد حساب كردم ، عدهء سپاهيان و چهارپايان را به قرار ذيل يافتم كه برايتان شرح خواهم داد : عدهء چادرها 000 ، 6 ( شش هزار ) عدهء شتران 000 ، 30 ( سى هزار ) عدهء استران 000 ، 5 ( پنج هزار ) عدهء يابوها 000 ، 5 ( پنج هزار ) عدهء خران 000 ، 2 ( دو هزار ) عدهء اسبان خدمت 000 ، 20 ( بيست هزار ) اسبان سوارى دو هزار بودند ، پوشيده با برگستوانها « 2 » ى آهنين و زره‌هايى به شكل چهارگوشهاى كوچك كه از سيم و زر ساخته شده و به وسيلهء زنجيرهاى ريزى به هم متصل گرديده بود و دامنهء برگستوانها تا زمين كشيده مىشد ، و داراى ريشه‌ها و منگوله‌هاى زرين بود . بقيهء اسبان ، بعضى مانند اسبان ما با چرم پوشيده شده بودند و برخى با ابريشم و گروهى با قزآكند « 3 » ى چنان ضخيم كه تير از آن نمىگذشت . سلاح سواران از همان نوع است كه پيش از اين گفته‌ام . اين زره‌هاى

--> ( 1 ) . عرض بر وزن قرض ، به معنى سان ديدن است . - م . ( 2 ) . برگستوان ، زرهى است كه بر اسب مىپوشانند . - م . ( 3 ) . قزآكند يا كژآكند ، جامهء آكنده از قز ( ابريشم ) كه در روز جنگ پوشند . - م .